تبليغاتX
بازم کیو کیو بنگ بنگ

 

آری آری زندگی زیباست.

 

زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست.

 

گر بیفروزیش رقص شعله اش در هرکران پیداست.

 

ورنه خاموش است

 

و خاموشی گناه ماست

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 3:7 توسط مونیکا |

 

 بالهایت را بریدند           اما پروازت را هرگز

پاهایت را بریدند            اما راهت را هرگز

زبانت را بریدند               اما صدایت را هرگز

دستهایت را بریدند          اما قلمت را هرگز

ای همیشه هرگز که می گفتی : دستم را قلم می کنم

 ولی قلمم را از دست نمی گذارم راهت جاوید باد.

 

بیژن چایجانی

 

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 0:3 توسط مونیکا |

امشب!
در تنهایی و سکوت!
میان بهت و حیرت!
عشق و غرور من!
ایران سراسر اتفاق و پر حادثه ای است.
که در روند لحظه های تاریک تاریخ، بارها و بارها شکسته.
زخم خورده.
بغض کرده.
لرزیده.
سوخته.
گریسته.
اما از پای نیفتاده.
عشق! و رنج و درد عشق، هدیه خدای بی همتای خرد و عدالت است، و ایران مملو از درد و رنج، زائیده عشق است و زاینده عشق!
در بازی های تلخ و شیرین تاریخ و سرنوشت، در اوج توفانهای ریشه برانداز سهمگین، در بستر زلزله های مخرب و ویرانگر، در هیاهوی بی گریز سیلهای بنیان برافکن، ایران مانده است و می ماند، چون عشق زنده است.
چون ایرانی، ایرانی است.
ایران! یعنی عشق سرخ.
عشق! یعنی ایران سبز.
ایران من!
ایران فردوسی است و حماسه.
ایران حافظ است و عشق.
ایران مولوی است و معرفت.
ایران عطار است و عدالت.
ایران خیام است وصداقت.
ایران فرغانی است و حقیقت.
ایران فرخی است و آزادی .
ایران بابک است و قیام.
ایران افشین است و عصیان.
ایران مازیار است و طغیان.
ایران مزدک است و جسارت.
ایران کاوه است و شورش.
ایران آرش است و رهایی.
ایران دار است و سربداران.
ایران من!
نگاه کن!
بلند شو!
گریه نکن.
تو دردها و رنجها را بارها و بارها دیده ای.
تو آمدن و رفتن بیگانگان را بارها و بارها حس کرده ای.
تو با سوز و زخم.
با ظلم و ستم.
با خون و فریب.
با بحران و جنگ، بیگانه نیستی!
چشمهایت را نبند.
در خود نشکن.
بخند و بمان.
چون! عشق هرگز نمی میرد.
باور کن! عشق مردنی نیست.
عشق رفتنی نیست.