تبليغاتX
بازم کیو کیو بنگ بنگ

ایرانیان از ریشه ی خود آگاه نیستند

عربها و به دنباله آنها سرسپردگانشان که بدبختانه گروهی از آنان شناسنامه ايرانی نيز دارند و در

 ايران زاده شده اند ولی به هيچ رو نميتوان آنها را ايرانی دانست٬ آنچنان تازشهای سهمگينی به

فرهنگ و نژاد و گذشته ايرانی کرده اند که شايد گروه بسيار کمی باشد که گذشته پرفر و شکوه

و فرهنگ پرفروغش را که روزی با گستردگی هرچه بيشتر در پهنه گيتی پرتوافشانی ميکرد٬

بشناسند و از بن و ريشه خود آگاه باشد. زيرا تاکنون چنين پزيرفته اند که



سرور آزادگان علی است.

- دلاورترين مرد روی زمين که در آزادی به پا خواست حسين است.

- والاترين و گهر بارترين گفتار که بايد با خمه زرين نوشته شوند از محمد است.

- نماد سخن سرايي و سخن پردازی بينش وارانه زين العابدين است که هميشه بيمار بوده است.

- آگاه ترين و دانشمندترين آفريده روی زمين محمد باقر است که شاگردانش برای شنیدن او سر و

 دست ميشکستند.

- بينشمندترین و فرزانه ترين کسان «جعفر صادق» است.



- بردبارترين و شکيباترين «موسی کاظم» است.

- هميار و همراه و رهايي بخش مردم بينوا و درمانده «موسی الرضا» است.

- دادگر و دادگستر آینده روی زمین «مهدی» است هم اکنون خود را از ديدگان جهانيان پنهان

کرده است تا روز پيشبينی شده٬‌ شمشیر کشان و فرياد کنان برگردد


گوهر يکدانه و زن برجسته فرزانگی و خرد «فاطمه » است.



ايرانی را واداشتند تا پيش از زادن و تا پس از مرگ٬ انديشه عربی و گفتار عربی و رفتار

 عربی همراهش باشد. اگر زاده شد٬ در گوشش عربی بخوانند . اگر همسر برگزید و به واژهای

 زشت عربی نکاح دست همسرش را در دست او بگذارند

- زن آزاده و نيرومند و شکوه آفرین «زینب» است.

- بهترین زنهای روی زمين که تا به امروز نمونه و مانند انها آفريده نشده و آفريده نخواهد شد «

رقيه - ام کلثوم - آمنه - خديجه - سميه - ام البنین (خواهر شمر و زن علی و مادر عباس که به

دست شمر کشته شد) - سکينه و .... » میباشد.

- نمونه جوانان برومند و دلاور و جانباز شاهزاده علی اکبر است.

- ماه شب چهارده و سپهسالار سپهسالاران عباس است.

- زيباترین و خوشگلترین چهره روی زمين که از آن قشنگتر و گيراتر آفریده نشده است و

 هيچگاه هم چشم به جهان نخواهد گشود يوسف است.

- نام محمد را بر روی خوشبوترین و زیباترین گلها نهادند و آنرا گل محمدی نامیدند.

-بهترین آبها ٬‌ آب زمزم و کوثر است.

- جشنهای ما زادروزهای عربها است.

- سوگواريهایمان مرگ روز عربها است.

از اين رو ايرانی نژاده را که آزاده و آزادمنش بود و روزی فرهنگش بر پهنه گيتی همچون

گوهری تابناک میدرخشید و خود بر جهان سروری ميکرد٬‌ آنچنان از فرهنگش جدا کردند و او

را بيمایه و بی تبار و بی فرهنگ و تهی نشان دادند و به پستی و خواری کشاندند که در انديشه

هم نميگنجد

يا بهتر است چنین بگويم:

- از ما شادی و کامکاری را که در آيين ماست٬ گرفته اند و غم و ناله زاری را که اهريمنی

است به ما داده اند٬


- میهن پرستی را گرفته اند و بیگانه پرستی و عرب پرستی را به ما داده اند٬


- فر و شکوه را گرفته اند و سرشکستگی و خواری و پستی را به ما داده اند٬


- فرهنگ پر فروغمان را گرفته اند و فرهنگ بیابانی را به ما داده اند٬


- آيين اهورايي و والايمان را گرفته اند و کیش کشتار و چاپیدن و ستم و بیدادگری را به ما داده

اند٬
- سروری را از ما گرفته اند و بردگی و بندگی را به ما داده اند٬


- راستی و درستی را گرفته اند و نيرنگ و دغلکاری را به ما داده اند٬


- دانش و بینش را از ما گرفته اند و ياوه گويي و خرافه گويي و خرافه پرستی را به ما داده اند٬
- پيشرفت را گرفته و واپسگرايي را جانشین آن کرده اند٬


- سرانجام: پندار نيک٬ گفتار نیک٬ کردار نيک را گرفتند به جای آنها: پندار بد٬ گفتار بد٬ کردار

 بد را آوردند و ايرانی را آلوده نمودند



سه شنبه سوم مهر 1386 |
Blog Skin